شرح فعالیت های گروه درسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 21:32  توسط رمضان زارعی   | 

معادل سازی واژه ها

فرهنگستان زبان و ادب فارسی که در سال 1341 شمسی تأسیس شد ، از مهمترین نهادهایی است که جهت حفظ و گسترش زبان فارسی ، برای لغات فرنگی و عربی که به زبان فارسی راه می یابند ، واژه هایی معادل را پیشنهاد داده که برخی از این معادل ها در زبان فارسی متداول شده است . امید است با تلاش روزافزون فرهنگستان جهت واژه سازی و استعمال آن ها در جامعه زبانی شاهد  پیشرفت و غنای هرچه بیش تر زبان مادری مان باشیم .

به جدول زیر که نمونه ای از واژه های معادل در زبان فارسی است ، توجه کنید

ضبط فارسی واژه بیگانه

واژه ی مصوّب فرهنگستان

زبان مبدأ

آباژور

نورتاب

فرانسوی

آبونه

مشترکِ

فرانسوی

آپارتمان

کاشانه

فرانسوی

آپ تو دیت

روزآمد

انگلیسی

آتلیه

کارگاه

فرانسوی

آدرس

نشانی

فرانسوی

آرشیو

بایگانی

فرانسوی

آسانسور (برای حمل انسان)

آسان بر

فرانسوی

آسانسور(برای حمل بار)

بالابر

فرانسوی

آکادمی

فرهنگستان

فرانسوی

آکادِمیک

دانشگاهی – علمی

فرانسوی

آلبوم

جُنگ

فرانسوی

آنتیک

عتیقه

فرانسوی

آیفون

آوابر

انگلیسی

اتوبان

بزرگراه

آلمانی

اتوبیوگرافی

شرح حال خود ، زندگی نامه من

فرانسوی

اتوماتیک

خودکار

فرانسوی

اِدیت

ویرایش

انگلیسی

اُرگان

تَرجُمان

فرانسوی

ارگانیزاسیون

سازمان

فرانسوی

اِسانس

عطر مایه

فرانسوی

اِسپری

اَفشانه

انگلیسی

اِستامپ

جوهرگین

فرانسوی

اِشِل

پایه

فرانسوی

اس ام اس (SMS)

پیامک

انگلیسی

اِف اِف

در بازکن

-

اِکولوژی

بوم شناسی

انگلیسی

اِکیپ

گروه مجهزّ

فرانسوی

اَندیکاتور

نامه نما

فرانسوی

اَنستیتو

مؤسسه

فرانسوی

انیمیشن

پویا نمایی

انگلیسی

اونیفورم

هم ساز

فرانسوی

اولتیماتوم

اتمام حجّت ، زنهاره

فرانسوی

ایمیل

پیام نگار

انگلیسی

ایندکس

نمایه

فرانسوی

بادی گارد

جان پاس

انگلیسی

بار کُد

رَمزینه

انگلیسی

بارُم

شُمارَک

فرانسوی

بالکن

ایوانک / ایوانگاه

فرانسوی

بروشور

دفترک

فرانسوی

بِلِندر

مخلوط کن

انگلیسی

بُن

بها برگ

فرانسوی

بوکس

مشت زنی

فرانسوی

بوکسور

مشت زن

فرانسوی

بولتَن

خبرنامه

فرانسوی

بیلان

تراز نامه

فرانسوی

بیوگرافی

سرگذشت نامه ، زندگی نامه ، شرح حال

فرانسوی

پاراف

پیش امضا

فرانسوی

پاراگراف

بند

فرانسوی

پاراوان

پردینه

فرانسوی

پارتیشن

دیوارَک

انگلیسی

پارکت

چوب فرش

فرانسوی

پارلمان

مجلس

فرانسوی

پارسیو

نورخان

فرانسوی

پرسنل

کارکنان

فرانسوی

پروژکتور

نور افکن ، فراتاب

فرانسوی

پروفرما

پیش برگ

فرانسوی

پرینتر

چاپگر

انگلیسی

پُلُمپ

مهر و موم

فرانسوی

پلی کپی

دستگاه تکثیر

فرانسوی

پمپاژ

پمپ زنی ، تلمبه زنی

فرانسوی

پورسانت

درصدانه ، درصد

فرانسوی

پیرِکس

نسوز

فرانسوی

تئاتر

نمایش / نمایش سرا

فرانسوی

تئوری

نظریه

فرانسوی

تئوریسین

نظریه پرداز

فرانسوی

تئوریک

نظری

فرانسوی

تاکسی درمی

آکنده

انگلیسی

تاکسی درمسیت

آکنده ساز

انگلیسی

تراس

بهار خواب ، مهتابی

فرانسوی

ترموکوپل

بند آور

فرانسوی

ترمینال

پایانه

فرانسوی

تِست

آزمون

انگلیسی

تُستِر

برشته کن

انگلیسی

تکنولوژی

فن آوری

فرانسوی

تکنولوژیست

فن آور

انگلیسی

تکنولوژیک

فن آورانه

فرانسوی

تکنیسین

فن ورز

فرانسوی

تکنیک

فن

فرانسوی

تله تِکست

پیام نما

انگلیسی

تیراژ

شمار

فرانسوی

جکوزی

آبزن

انگلیسی

چیلر

سرد کن

انگلیسی

دپارتمان

بخش ، گروه

فرانسوی

دِراوِر

کشویی

انگلیسی

دکور

آرایه

فرانسوی

دکوراتور

آرایه گر

فرانسوی

دکوراتیو

آرایشی ، تزئینی

فرانسوی

دوپینگ

زور افزایی

انگلیسی

رُتوش

پرداخت

فرانسوی

ریموت / کنترل

دور فرمان

انگلیسی

زونکن

پروندان

آلمانی

ژتون

بها مُهر

فرانسوی

سری

رشته ، سلسله ، مجموعه

فرانسوی

سریال

زنجیره

انگلیسی

سمبول

نماد ، رمز

فرانسوی

سمبولیسم

نمادگان

فرانسوی

سمبولیک

نمادین ، رمزی

فرانسوی

سندیکا

اتّحادیه

فرانسوی

سِنسور

حس گر

انگلیسی

سوبسید

یارانه

فرانسوی

سوژه

موضوع

فرانسوی

سوییت

سراچه

فرانسوی

سی دی (CD)

لوح فشرده

انگلیسی

سیفون

آب شویه

فرانسوی

سینک

ظرف شویی

انگلیسی

شیفت

نوبت

انگلیسی

شیفتی

نوبتی

-

فاز

گام

فرانسوی

فاکتور

صورت حساب ، برگ جریمه

فرانسوی

فاکس

دورنگار

انگلیسی

فانتزی

تفنّنی

فرانسوی

فُرم

برگه

انگلیسی

فریزر

یخ زن

انگلیسی

فریزری

یخ زده

-

فریز کردن

منجمد کردن

-

فلاسک

دما بان

فرانسوی

فلاش تانک

آب شویه

-

فلش

پیکانه

فرانسوی

فولکلور

فرهنگ مردم

فرانسوی

فولکلوریک

مردمی

فرانسوی

فیش

برگه

فرانسوی

فیلتر

پالایه

فرانسوی

کابل

بافه

فرانسوی

کابین

اتاقک

فرانسوی

کاپ

جام

انگلیسی

کاتالوگ

فهرست /کالا نما / کارنما

فرانسوی

کادر

پیرابند / پایوران

فرانسوی

کاغذ استنسیل

کاغذ مومی

انگلیسی

کامپیوتر

رایانه

انگلیسی

کاوِر

پوشَن

انگلیسی

کپسول (گاز)

اُستوانک

فرانسوی

کپی

رونوشت ، روگرفت

فرانسوی

کپی رایت

حقّ نشر

فرانسوی

کُد

شناسه

انگلیسی

کریستال

بلوره

فرانسوی

کلاسه

رده ، طبقه

فرانسوی

کلینیک

درمانگاه

فرانسوی

کمپوت

خوشاب

فرانسوی

کُنسانتره

اَفشره

فرانسوی

کوپُن

کالا برگ

فرانسوی

گارانتی

تضمینی ، ضمانت

فرانسوی

گارد

پاس گان

فرانسوی

لُژ

جایگاه

فرانسوی

لوستر

نورافشان

فرانسوی

لوکس

تجملّی

فرانسوی

لوور دراپه

پرداویز

انگلیسی

لیست

فهرست ، سیاهه ، صورت

فرانسوی

مارگارین

کره ی نباتی

فرانسوی

ماکت

نمونک

فرانسوی

مانیفست

بیانیّه

فرانسوی

مکانیزه

ماشینی

فرانسوی

موکت

فرشینه

فرانسوی

میکروفون

صدابَر

فرانسوی

میکروفیش

ریز برگه

فرانسوی

میکرو فیلم

ریز فیلم

فرانسوی

میکسر

هم زن

انگلیسی

(نان) تُست

(نان) برشتی

انگلیسی

وارمِر

چراغک

انگلیسی

ویلچر

چرخک

انگلیسی

هارمونی

هماهنگی

فرانسوی

هارمونیک

هماهنگ

فرانسوی

هلی کوپتر

بالگرد

انگلیسی

هَند بوک

دستینه

انگلیسی

(یخچال فریزر) ساید بای ساید

(یخچال ، یخ زن) هم بَر

انگلیسی

 

واژه های هم آوا :

کلمه هایی که به یک صورت تلفّظ و خوانده می شود ، امّا شکل نوشتاری و معنای آن ها متفاوت است ، واژه های هم آوا نام دارند . هریک از واژه های هم آوا معنا و کاربردهای جداگانه ای دارند و نمی توان آن ها را به جای هم به کار برد .

معروف ترین واژه های هم آوا در زبان فارسی عبارتند از

آجل : آینده

عاجل : شتاب کننده ، حال

اساس : بنیاد ، پایه

اثاث : لوازم خانه

اَمَل : آرزو

عمل : کار

القا : آموختن

الغا : لغو کردن

برائت : بیزاری

براعت : کمال فضل و ادب ، برتری

ثواب : پاداش اخروی

صواب : درست ، صحیح

جذر : ریشه ی دوم عددی را گرفتن

جزر : پس رفت آب دریا

حایل : وسط

هایل : ترسناک

حوزه : ناحیه

حوضه : حوض

حیات : زندگی

حیاط : محوّطه ی خانه

خواست : طلب

خاست : بلند شد

خوار : کوچک و حقیر

خار : تیغ گل

خویش : خود

خیش : گاو آهن

زرع : کاشتن

ذرع : مقیاس طول

سورچی : راننده ی دلیجان ، کسی که هدایت دلیجان را بر عهده دارد

صورچی : شیپورچی ، نوازنده ی صور

صبا : نوعی باد

سبا : نام سرزمین

صَفَر : نام ماه قمری

سفر : کوچ کردن

صفیر : صدا ، خروش

سفیر : نماینده ، فرستاده

طوفان : باد و باران

توفان : توفنده ، غرّان

عمارت : آباد کردن

امارت : فرمان روایی

عَلَم : درفش ، پرچم

اَلَم : درد و رنج

غذا : خوراک

قضا : سرنوشت ، تقدیر (غزا : جنگ)

قدر : ارزش

غدر : حیله و فریب

قدیر : قادر (از صفات خداوند)

غدیر : برکه ، نام یکی از اعیاد بزرگ مسلمین  

مستور : پوشیده

مسطور : نوشته شده

متبوع : مورد تبعیّت

مطبوع : خوشایند

مریض : بیمار

مریز : فعل امر منفی از ریختن

منسوب : نسبت داده شده

منصوب : گماشته شده

نقض : شکستن

نغز : دلکش ، شیرین

نواهی : نهی شده ها

نواحی : ناحیه ها

نصر : یاری کردن

نثر : نوعی نوشته : پراکندن

تهدید :ترساندن

تحدید : حدّ و مرز را مشخّص کردن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واژه های دو تلفّظی :

به کلمه هایی می گویند که در فارسی رایج و معیار به دو شکل تلفّظ می شوند و هر دو نوع تلفّظ آن صحیح است .

مانند : آسمان ، روزگار .

ما امروز هم آسمان (آس + مان) می گوییم و هم آسِمان (آ + سِ + مان)

هم چنین است روزگار و روزِگار

حال به این کلمه توجّه کنید :

جاذبه ، روزمزد ، کارمند

جاذبه (جا + ذِ + به) ، روزمزد (روز + مزد) ، کارمند (کار + مند) این کلمه ها «یک تلفّظی» هستند ، زیرا تنها به یک شکل تلفّظ می شوند .

در جدول زیر برخی از کلمات دو تلفّظی آمده است

تلفّظ 1

تلفّظ 2

تلفّظ 1

تلفّظ 2

اِستوا

اَستوا

شُمال

شِمال

اُستوار

اُستُوار

عِدالت

عَدالت

آسمان

آسِمان

عَطر

عِطر

آشنا

آشِنا

عَلاوه

عِلاوه

اِصالت

اَصالت

عناصِر

عناصُر

بُرومند

بَرومند

عَوَض

عِوض

بِقاع

بُقاع

قَباله

قِباله

بینُ المللی

بینَ المللی

کِرامت

کَرامت

تِکرار

تَکرار

کِشتی

کَشتی

تِلاوت

تَلاوت

گُمان

گَمان

ثَبات

ثُبات

گَواه

گُواه

جَرگه

جُرگه

مُحال

مَحال

جُنوب

جَنوب

مِداد

مَداد

چُنان

چِنان

مهربان

مهرَبان

حِماسه

حَماسه

نُبوّت

نَبوّت

خَجِل

خِجِل

نُخست

نَخست

دَرون

دُرون

نِشاط

نَشاط

دِلالت

دَلالت

نِقاط

نُقاط

رایگان

رایِگان

نَماد

نُماد

روزگار

روزِگار

نِمودار

نَمودار

زَمین

زِمین

نِمونه

نَمونه

شِباهت

شَباهت

هَدیه

هِدیه

شُجاعت

شَجاعت

وِجدان

وُجدان

شِرافت

شَرافت

یادگار

یادِگار

  

 

نشانه های اختصاری :

گاهی اهل زبان برای سرعت عمل و صرفه جویی در کار نوشتن و خواندن از علایم اختصاری بهره می جویند که باید معنا و چگونگی کاربرد هریک از نشانه ها را بدانیم .

روش های ساخت علایم اختصاری عبارتند از :

1- آوردن حرف اوّل کلمه ، مانند : ج (جلد)

2- آوردن دو حرف اوّل کلمه ، مانند : ه . ش (هجری شمسی)

3- آوردن حرف اوّل و آخر کلمه ، مانند : ره (رحمت الله علیه)

4- آوردن حرف های وسط کلمه ، مانند : قس (مقایسه کنید)

5- آوردن حروف اوّل چند کلمه ، مانند : هما (هواپیمایی ملّی ایران)

نکته : گاهی از حرف های اوّل چند کلمه خارجی که به زبان فارسی ترجمه شده اند ، استفاده می کنند ؛ مانند واژه ی «شابک» که به معنی شماره ی استاندارد بین المللی کتاب است و آن را در برابر نشانه ی لاتین ISBN (International standard Book Number ) ساخته اند .

در جدول زیر به برخی از نشانه های اختصاری زبان فارسی می پردازیم :

نشانه های اختصاری

مفهوم

ج

جلد

چ

چاپ

ص

صفحه

صص

صفحات

س

سطر

ش

شماره

ب

بیت

م

سال میلادی

ق . م .

قبل از میلاد

ه . ش

سال هجری شمسی

ه . ق

سال هجری قمری

قس

مقایسه کنید ، قیاس کنید

ن . ک

نگاه کنید به

ر . ک

رجوع کنید به

ر . ه

رحمت الله علیه

ر . ض .

رضی الله عنه

الخ

الی آخر

(ص)

صلی الله علیه و آله

(ع)

علیه السّلام

(س)

سلام الله علیه (یا علیها)

(عج)

عجّل الله تعالی فرجه

  نماد :

نماد یا رمز یا سمبل (Symbol) در لغت به معنای با چشم و ابرو و دست و دهان اشاره کردن است و اصطلاحاً به هر علامت ، نشان ، کلمه یا عبارتی گفته می شود که دارای معنا و مفهوم خاص به جز معنای اصلی خود باشد .

انسان برای شناخت پیرامون خود ، از تجربه ، حواس و نیروی عقل استفاده می کند و پدیده ها را کشف و درک می کند امّا وقتی به شناخت اموری می پردازد که بیرون از حواس و تجربه ی اوست ، درک و فهم آن ها دشوار می شود . ناچار برای شناخت آن ها از تخیّل و احساس خود کمک می گیرد و از زبان رمزی یا کلمات نمادین استفاده می کند . بر این اساس هر پدیده ی جاندار یا بی جان می تواند با مفاهیم مقایسه شود . این سخن دقیقاً به معنای جانشین کردن چیزی به جای چیز دیگر نیست بلکه کاربرد تصویرهای قابل لمس برای بیان معانی و احساسات و عواطف است . ابتدا وجه مشترک آن ها شناسایی می شود . سپس هریک از جنبه های اشتراک ، رمز چیز دیگر می شود . این نوع بیان رمزآمیز موجب زیبایی و توانمندی زبان می گردد . شاعران و نویسندگان با استفاده از تخیّل و آوردن شخصیت های غیر انسانی ، ذهن آدمی را وادار می سازند تا شبیه آن ها را در جامعه و اطراف خود پیدا کنند . این گونه داستان ها را « داستان های رمزی و نمادین »     می گویند . مثلاً می گویند : «کلاغ» نماد خبر چینی و بد یُمنی ، «طوطی» نماد تقلید کننده ، «اسب» مظهر نجابت و «کبوتر» مظهر صلح و مظلومیت است .

در داستان درس بیستم ، هریک از شخصیت های اصلی مظهر افرادی در جامعه ما هستند :

«آم آهنی» نماد یا مظهر انسان های بی احساس و بی عاطفه و «شاپرک» مظهر انسان های مهربان و احساساتی اند . در اینجا برخی از نمادهای رایج در ادبیات را برایتان آورده ایم : استفاده از این نمادها  نشانه ها در نوشته ، به زیبایی هنری آن می افزاید .

 

لغت

نماد

لغت

نماد

آسمان

ایثار و بخشندگی

صدف

خاموشی و سکوت

آینه

صفا و پاکی

طاووس

زیبایی و غرور

باد صبا

پیام رسانی

صلیب

مسیحیّت

باران

آزادی ، رحمت

عقاب

بلند پروازی

پروانه

عاشق

غروب خورشید

مرگ

چشمه

پاکی

ققنوس

هویّت و موجودیّت یک ملّت

خورشید

بخشندگی

کوه

استقامت

درخت بید

افراد ترسو و سازش کار

گل سرخ

عشق ، طراوت

دریا

بخشندگی

گل نیلوفر

عرفان

رود

جنبش و تکاپو

گوَن

انسان گرفتار و اسیر

درخت سپیدار

بی حاصلی

لاله

شهید (یا خون شیهد)

زیتون

صلح و آشتی

ماه

ایثارگری و بخشندگی ، زیبایی

ستاره ی عیّوق

بلندی ، روشنی ، دوری

نسیم

انسان آزاده

سرو

آزادگی ، جاودانگی

نی

انسان غریب دور افتاده از وطن

شب

ظلم و ستم

هما

سعادت

شمع

معشوق ، پُر گویی

هلال (ماه)

اسلام

شیر

شجاعت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع :

کتاب کار مرآت

مؤلفین :

محمّدرضا سلیمانی ، مهدی سلیمانی و فاطمه رجایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 21:17  توسط رمضان زارعی   | 

 

 

موضوع  مقاله :رسالت هنر و ادبیات

 

در مبحث هدف ادبیات در طول تاریخ همواره بحث و جدل و کشمکش جریان داشته بدین لحاظ که ادبیات نه تنها یک مقوله علمی، تجربی و یا قانون ریاضی و حتی فلسفی و منطقی نبوده است که به موازات گسترش و رشد خود هدفها و آرمانهای خود رانیز به همراه داشته و تعابیر نو و پویایی که ویژگی خاص ادبیات است به ناچار ابهام اهداف چندگانه ای را نیز به همراه آورده اما آنچه که به طور کلی از تمام تعاریف باقیمانده است دو نظریه عمده است که از ظاهر آن استشمام تعارض و تقابل می شود و حتی گاهی متفکران و صاحب نظران را رویاروی هم قرار داده است.

1) اول نظریه پارناس که معروف است به نظریه (هنر برای هنر)
نظریه هنر برای هنر طرفداران زیادی به خصوص در بین حکما و فلاسفه و منقدان یونان قدیم و عده ای از کلاسیک ها و ناتور آلیست ها و سمبلیک ها و حتی بعضی از رمانتیک های اواخر قرن نوزدهم در اروپا داشته است که از آن جمله است نئوفیل گوتیه که به طور کلی اینها معتقد بودند آنچه در ادبیات در مرتبه اول قرار دارد نفس ادبیات و زیبایی آن است و نتایج حاصله از آن فرع موضوع می باشد.

هگل می گوید: در هنر و ادب یونانی زیبایی اصالت دارد و از لابلای نظریات ارسطو چنین به دست آمده که وی نیز طرفدار این نظریه بوده است. اما اگر با دقت نظر در متن آثار ادبی که اینها نیز آفریده و یا به آنها استناد کرده اند، نگاه کنیم می بینیم که این قانون به عنوان یک حکم ثابت و لایتغیر عملا حاکم نبوده است و از آثار ادبای بزرگ چنین برمی آید که هدف های بزرگ و آرمان های والایی را در خلق اثر ادبی خود مد نظر داشته و حتی با تأکید و تکرار بر القای آن پافشاری کرده اند و بدین لحاظ شکی نیست ارسطو که در دقت نظرش در همه امور و قوانین علمی و فلسفی و طبیعی هیچ تردیدی نیست نمی توان گفت که از باب تسامح چنین اعتقادی داشته است، بنابراین می توان نظریه آنان را بدین صورت توجیه کرد:
مقصود آنها از این اعتقاد هدف بودن نفس ادبیات نیست ، بلکه از تعاریفی که برای ادیب ارائه داده اند و ادیب را پیش از آنکه اثرش را در مورد پذیرش قرار دهند فردی درستکار و متعهد و دارای ساختار فکری استوار و ثابت و جهان بینی و وسعت نظری والا می دانسته اند، طبیعی است که از یک چنین فردی اثری هدف دار و جاودانه باقی می ماند و شخصیت وارسته او در متن اثر ادبی اش منعکس خواهد شد.

2) نظریه دوم - (ادبیات باید در خدمت فضیلت و تعهد و اخلاق باشد)
پیروان سرسخت این نظریه، بنیانگذاران مکتب رمانتیسم در قرن نوزدهم می باشند. شاتوبریان را که پدر رمانتیک لقب داده اند و مادام دو استان مروج و بانی آن و ویکتورهوگو را ارائه دهنده و آفریننده آثار رمانتیک و از طرفداران سرسخت این نظریه هستند.

هوگو مقدمه نمایشنامه کرومول خود را به عنوان بیانیه مکتب رمانتیسم قلمداد کرد و در آنجا می گوید: رمانتیسم اصلا برای این پایه به وجود آمد که معتقد بود هنر و ادبیات باید در خدمت فضیلت باشد. هوگو در جای دیگر می گوید: هنر و ادبیات مثل سیاست و مذهب، افاده مرام می کند و هر اثر ادبی که از این نتیجه تهی باشد ناقص است. تجریه تاریخی نظریه دوم را معتبر می شناسد و ما اگر بخواهیم به هنر و ادبیات از دیدگاه مکتبی خودمان نگاه کنیم ناگزیر نظریه دوم را خواهیم پذیرفت. از آنجا که در اسلام و در بینش توحیدی همه خداپرستان هیچ حرکت و فعل و انفعالی در انسان بیهوده نباید باشد و بدون هدف و آرمان بزرگی انجام نمی پذیرد، طبیعی است که پرداختن به کار ادبیات و هنر که خوراک فکری جامعه بشری را تامین می کند بدون داشتن اهداف والایی از سوی ابداع کننده آن اثر ادبی و همچنین بدون حضور روح و پیامی بلیغ در متن آن اثر برای انسان ها مفید فایده و قابل پذیرش نخواهد بود.

من باب مثال نگاه کنیم به مبحث بلاغه که - یکی از اصول کلی حاکم و سیال در آفرینش هر اثر ادبی است و مورد قبول و توجه همه نقادان ادب - در تعریف ائمه و پیشوایان چگونه بیان شده است.

امام صادق (ع):
"لیست البلاغه بحده اللسان ولاکثره الهذیان ولکنها اصابه المعنی و قصد الحجه"
امام صادق (ع) می فرماید:
بلاغت نه به تندی گفتار است و نه به زیاده گویی در کلام (وراجی)، بلکه بلاغت رساندن معنی و ارائه دلیل و حجت است.

امام علی (ع):
"آیه البلاغه قلب عقول و لسان القائل"
نشانه بلاغت و مشخص بلیغ دو چیز است اول دلی آکنده از خرد و هوشیاری. عنایت کنید که امام دل هوشیار و خردمند را معرفی می کند. دوم زبانی توانا برای گفتار، اینجا رابطه ادبیات با عقل مشخص می شود که ادبیات الهام قلبی است.

بنابر آنچه ذکر شد پیروان مکتب های رمانتیسم و رئالیسم به خصوص همه، طرفدار جدی هدف داری ادبیات و حضور روح ابلاغ کننده پیام در متن ادبیات می باشند. و تجربه تاریخی هم گواه بر این است که تبلیغ هر ایدئولوژی و مکتبی با ادبیات موفقیت چشم گیری داشته است ، به طوری که در مباحث نقش ادبیات و نهضت های اجتماعی و یا رابطه این دو، همه صاحب نظران به رابطه متقابلند و تأکید کرده اند و نقش ادبیات و هنر را به عنوان یک محور برای حرکت های اجتماعی مورد توجه قرار داده اند. اما در چگونگی و کیفیت این نقش و تبلیغ نظرهای متفاوتی وجود داشته و دارد.

بلینسکی روسی که از نقادان معروف قرن بیستم است معتقد است:
تبلیغ از یک ایدئولوژی در یک اثر هنری به هیچ وجه ارزش استیتکی (زیبایی شناختی) آن را کم نمی کند ولی باید موضوع تبلیغ روشن باشد و کسی که آن را تبلیغ می کند بتواند افکار خود را خوب انتخاب کند، باید این افکار به گوشت و خون او مبدل شوند و در موقع خلق اثر ادبی و هنری نه ابهام ایجاد کنند، نه تردید و نه پریشانی ولی اگر این شرط لازم و ضروری وجود نداشته باشد، اگر تبلیغ کننده کاملا بر افکار خود مسلط نباشد، اگر علاوه بر آن، این افکار به نحو شایسته ای روشن و منطقی نباشد در این صورت ایدئولوژی به نحو نامطلوبی بر اثر هنری تأثیر می گذارد و آن را خنک، خسته کننده و کسالت بار می سازد، توجه داشته باشید که تقصیر آن به گردن خود افکار نیست، بلکه به گردن هنرمندی است که نتوانسته است آن افکار را کاملا هضم و جذب کند و یک ایدئولوک منطقی باشد - بدین ترتیب برخلاف احساس اولیه مان، نقص اثر عبارت نیست از وجود ایدئولوژی بلکه کاملا برعکس، این نقص در نبود ایدئولوژی است.

در اینجا بحث بر سر این نیست که ادبیات باید تهی از تبلیغ و ایدئولوژی باشد بلکه بحث و جدال بیشتر در این زمینه است که ارائه و القای ایدئولوژی باید چگونه انجام گیرد. دکتر "مند" در نقد و ادب می گوید: آنچه مسلم است این است که دعوت صریح ادب بر مبانی اخلاقی از راه شعر، رمان، تئاتر، سینما می تواند سودمند باشد، زیرا عادت مردم بر آن است که از تجارب دیگران کار نگیرند و هر کس می کوشد رفتارش را بر تجربیات شخصی خودش مبتنی کند.

اما این نظریه نمی تواند درست باشد، زیرا داستان های گذشتگان همواره تجربیات و علائمی است که انسان ها خود را در آزمون های ابتدایی معطل نکنند و از قافله تمدن نمانند. به قول یک نویسنده ایرانی: "گذشته چراغ راه آینده است. " و قرآن مجید در بیان هدف خود از تعریف قصه های تاریخی می گوید: "لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب"

اما از مجموعه نظرات گوناگون درباره هدف ادبیات و رابطه ادبیات با اخلاق و ایدئولوژی نتایجی که می توان گرفت چنین است: "ادبیات باید هدفدار باشد"

اما این به آن معنی نیست که ادیب قبل از پرداختن به قواعد و قوانین زیبایی شناسی در اثر ادبی خودش، هدفش را فریاد بزند بلکه حسن ادبیات و وجه تمایز آن با سایر آثار علمی، فلسفی و تجربی آن است که ادبیات باید پیامش را به طور پنهانی و غیر مستقیم القا کند و در این صورت است که هم از امتیاز یک اثر ادبی و هنری مورد قبول محققان برخوردار خواهد بود و هم از نظر طرفداران ادبیات فضیلت مورد ستایش قرار خواهد گرفت، آن اثر ادبی که می کوشد پیامش را عریان و برهنه فریاد بزند و یا تصویر کند فاقد تأثیر و لوث خواهد بود. احساس روشن، گیرایی اثر را از بین می برد و ابتذال حتی در بیان گناهان شعر و ادب را آلوده و پست می نماید.

بنابراین اثر ادبی نیاز فراوان دارد که هنرمندانه احساس اصلی خود را در لابلای تعبیرات مرموز و پر معنی خویش پنهان کند و البته که از سوی دیگر مقیاس زیبایی در کار یک ادیب و نویسنده و هنرمند این است که صنعت هم در آن به قدری متین و مخفیانه به کار گرفته شود که به چشم نخورد.

بهترین الگو برای ارائه چنین اثری می تواند اشعار حافظ باشد که در عین بیان و ارائه و القای زیباترین محتوا که عرفان توحیدی است به زیباترین وجه نامرئی نیز به تصویرسازی پرداخته است.

پل والری می گوید:
"صنایع هنری مثل ویتامین های درون میوه ها هستند"
آندره مالرو نویسنده معروف فرانسوی معتقد است: "یکی از ستون های اصلی هنر همان مطالبی است که در اثر هنری مستتر است". بنابراین آنچه تاکنون ذکر شد وظایف و مشخصات یک ادیب توانا را در سه جمله ذیل می توان خلاصه کرد:

1) شناخت واقعی روح بشر و تحلیل درست و دقیق آن.
2) ابداع زیبایی و تلطیف و تهذیب روح انسانها.
3) عمومیت داشتن اثر ادبی در جامعه بشری.

قسم های اول و دوم تا حدودی در توضیحات قبلی روشن شد اما قسمت سوم (عمومیت داشتن اثر ادبی...) نیاز به توضیح دارد. در بین هنرمندان و بزرگان ادب، تولستوی که از نویسندگان به نام روسیه و شخصی مذهبی نیز می باشد، معتقد است که ادبیات علاوه برداشتن محتوای درست و منطقی و قالب زیبا و دقیق باید عمومیت نیز داشته باشد و عامه مردم بتوانند از آن بهره مند گردند و این بیان درستی است.

زیرا ادبیات و هنر اگر چه از کیفیت فوق العاده بالا و درستی از لحاظ محتوا و قالب برخوردار باشند، اما مخاطبان آن فقط عده معدود و انگشت شماری از نقادان و اهل ادب باشند در ادای وظیفه و ابلاغ رسالت انسانی خود قصور کرده است و انگیزه و قصد ادیب را که هدایت و رشد جامعه است، نتوانسته ابلاغ نماید و در اینجاست که ارزش خلاقیت و معماری درست کار ادیب و هنرمند شناخته می شود. یکی از نقادان بزرگ آلمان می گوید: "بالزاک صدها صفحه را سیاه کرد تا به بالزاک دست یافت. "

البته در اینجا نیز ناگزیر از طرح مبحثی می شویم که میزان سطح آگاهی و شعور جامعه به چه کس و کسانی مربوط است. آیا ادیب و نویسنده در پایین بودن این آگاهی ها مقصر است؟ یا رسانه های عمومی مانند رادیو، تلویزیون، مطبوعات، سینماها، آمفی تئاترها و بالاخره مدارس و مراکز آموزش متوسطه و عالی که طبیعی است ادیب هم تحت تأثیر شرایط فرهنگی رشد می کند و به آفرینش اثر ادبی خود همت می گمارد.

بلینسکی روسی می گوید:
رشد هنر و ادبیات بستگی تنگاتنگ با سایر عناصر آگاهی دارد و در مراحل رشد خود ایده هایش را از منابع مختلف از جمله مذهب و فلسفه می گیرد و باز تأکید می کند.

برای قضاوت و نقد یک نویسنده بزرگ قبل از هر چیز باید محل دقیق راهی را تعیین نمود که او بشریت را پیدا کرده است.

این بود منتجی از نظریات گونه گون پیرامون هدف ادبیات و نقش ادبیات در زندگی فردی و اجتماعی انسان و محورهای اصلی این گفتارها بر موضوع زیبایی، تعهد و انسانیت دور می زند. و همه اهل ادب و منقدان ادبی و هنری حداقل به زیبایی و جنبه های استیتکی آثار ادبی اعتقاد دارند و وجه مشترک همه آنها در تایید و نام گذاری یک اثر به عنوان اثر ادبی و هنری، نفس زیبا بودن و ساختار زیبای آن است اما آنچه که در این مقوله ناگفته مانده است و هر یک از آنان به طریقی به لحاظ گریزی که از فطرت خداجویشان داشته اند از کنار آن با تسامح گذشته اند، مساله مبدا و منبع آفرینش و زیبایی است به گونه ای که اکثرا در تضادها و مجادلات خود بر سر تعریف هنر و ادب به لحاظ همین خلا به بن بست رسیده اند. البته ناگفته نماند که بعضی از بزرگ ترین نویسندگان به نام و مورد قبول همه منقدان همچون تولستوی و داستایوسکی که اتفاقا هر دو هم از نویسندگان روسیه هستند به این حقیقت به زیباترین وجه اعتراف کرده اند و حضور خداگرایی و خداخواهی آنان در آثارشان به زیبایی تمام احساس می شود. اما این مساله که منبع همه زیبایی ها و ارزش های مطلق، ذات پروردگار است اگر برای دیگران حل شده بود هرگز به تناقض دچار نمی شدند.

و آن وقت می دیدیم که هنر و ادب در رابطه با مبدا و منشا خود هرگز نمی تواند زیبا نباشد و هر دو نظریه "هنر برای هنر" و "هنر برای فضیلت" از یک مقوله منشا می گرفتند که آن خداوندی است که آفریننده زیبایی است و به قول معصوم "ان الله جمیل و یحب الجمال. "

در پایان به عنوان حسن ختام در این مبحث جملاتی از بیانات امام خمینی را در رابطه با هنر و ادب ذکر می کنیم:
"هنر عبارتست از دمیدن روح تعهد در انسان ها"
"سینما و تئاتر باید مربی جامعه باشد"
و جملاتی دیگر که همه تجلیاتی است از مبدا زیبایی و ارزش که هدف از خلقت انسان را کمال و رشد و به تعبیر قرآن: "لیعبدون" که یعنی "لیعرفون" ذکر کرده است.

گروه آموزشی ادبیات فارسی مقطع راهنمایی  

شهرستان قروه فروردین 90

منبع :اینتر نت

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 18:5  توسط رمضان زارعی   | 

نماد

 

 

 

نمادیارمز یا سمبل (symbol  )در لغت به معنای با چشم وابرو ودست ودهان اشاره کردن است واصطلاحاً به هر علامت،نشان،یا عبارتی گفته می شودکه دارای معنا ومفهوم خاص به جزمعنای اصلی خودباشد.

انسان برای شناخت پیرامون خود ،از تجربه،حواس ونیروی عقل استفاده می کند وپدیده ها راکشف ودرک می کند امّاوقتی به شناخت اموری می پردازدکه بیرون از حواس وتجربه ی اوست،درک وفهم آنها دشوارمی شود. ناچاربرای شناخت آن ها از تخیّل واحساس خودکمک می گیرد واز زبان رمزی یاکلمات نمادین استفاده می کند.

براین اساس هر پدیده ی جاندار یا بی جان می تواند با مفاهیم مقایسه شود. این سخن دقیقاً به معنای جانشین کردن چیزی به جای چیز دیگر نیست بلکه کاربرد تصویرهای قابل لمس برای بیان معانی واحساسات وعواطف است .ابتدا وجه مشترک آن ها شناسایی می شود. سپس هر یک از جنبه های اشتراک ،رمز چیز دیگر می شود. این نوع بیان رمز آمیز موجب زیبایی وتوانمندی زبان می گردد.

شاعران ونویسندگان با استفاده از تخیّل وآوردن شخصیّت ها ی غیر انسانی،ذهن آدمی را وادار می سازند تا شبیه آن ها رادر جامعه واطراف خود پیدا کنند. این گونه داستان ها را «داستان های رمزی ونمادین» می گویند. مثلاً می گویند «کلاغ» نماد خبر چینی وبد یمنی،«طوطی» نماد تقلید کننده،، «اسب»مظهر نجابت و«کبوتر» مظهر صلح ومظلومیت است .

در درس آدم آهنی وشاپرک ،هر یک از شخصیّت های اصلی مظهر افرادی در جامعه ی ما هستند: « آدم آهنی»نماد یا مظهرانسان های بی احساس وبی عاطفه و«شاپرک»مظهر انسان های مهربان واحساساتی اند. در جدول زیر نمادهای رایج را برایتان آورده ایم، استفاده از این نمادها ونشانه ها در نوشته به زیبایی هنری آن  می افزاید.

 

لغت

نماد

لغت

نماد

آسمان

ایثاروبخشندگی

صدف

خاموشی وسکوت

آینه

صفاوپاکی

طاووس

زیبایی وغرور

بادصبا

پیام رسانی

صلیب

مسیحیّت

باران

آزادی،رحمت

عقاب

بلند پروازی

پروانه

عاشق

غروب خورشید

مرگ

چشمه

پاکی

ققنوس

هویّت وموجودیّت یک ملّت

خورشید

بخشندگی

کوه

استقامت

درخت بید

افراد ترسو وسازش کار

گل سرخ

عشق،طراوت

دریا

بخشندگی

گل نیلوفر

عرفان

رود

جنبش وتکاپو

گون

انسان گرفتار واسیر

درخت سپیدار

بی حاصلی

لاله

خون شهید

زیتون

صلح وآشتی

ماه

ایثارگری وبخشندگی،زیبایی

ستاره ی عیّوق

بلندی،روشنی،دوری

نسیم

انسان آزاده

سرو

آزادگی،جاودانگی

نی

انسان غریب دور افتاده از وطن

شب

ظلم وستم

هما

سعادت

شمع

معشوق،پرگویی

هلال(ماه)

اسلام

 

 

 

 

 

 

 

گردآورنده وتنظیم کننده: رمضان زارعی

 

 

سرگروه آموزشی ادبیّات فارسی مقطع راهنمایی شهرستان قروه ( فروردین 90)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 18:1  توسط رمضان زارعی   | 

 
•ستايش
•فصل هاي هشت گانه( اسلام و انقلاب اسلامي ،علم و فرهنگ،زيبايي آفرينش،شكفتن،اخلاق وزندگي،نام ها ويادها،سرزمين من، ادبيات جهان )
•نيايش

** ساختار هر درس:

    1) متن  ،2) تصوير ،3) فعاليت هاي شفاهي (خودارزيابي،دانش هاي زباني وادبي ، كارگروهي)4) فعاليت هاي نوشتاري املا/انشا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 22:31  توسط رمضان زارعی  

بارم

نام: باسمه ي تعالي مقطع:راهنمایی

نام خانوادگي: مدیریت اموزش و پرورش شهرستان قروه پايه:اوّل

نام پدر: آموزشگاه: تاريخ: /10/89

نام درس: املای فارسی نوبت:اول وقت آزمون: 60 دقیقه

1

ب: فعّالیّت های بخش نوشتن:

1- املای کدام گزینه با توجّه به معنی آن غلط است؟

الف: اُسوه : نمونه ب: سلطه: چیرگی ج: زِلال: سایه ها د: زُلال: صاف

1

2- از حروف در هم ریخته ی زیر لغت های معنی دار بسازید.

ع ، م ، ت ، ق ، لّ ،

ه ، ظ ، و ، ر ،

5/1

3- کلمات هم آوای زیر را به طور صحیح در متن زیر به کار ببرید.

( صفر ، سفر / خواستم ، خاستم / صبا ، سبا )

امروز صبح زود در حالی که باد و نسیم ..................... می وزید برای نماز صبح از خواب بر ................... چون قصد ................ به سرزمین ................. را داشتم می ........................ این مسافرت در ماه ..................... انجام شود.

5/

4- کدام وازه به معنای «خدا » است؟

الف: عابد ب: معبود ج:معبد د:عبد

1

5- درکلمات زیر روی حرف های مناسب تشدید بگذارید.

تمدن ، نظامیه

1

6- در کدام گزینه غلط املایی وجود دارد؟

الف: تفکّر و تأمّل ب: مباحسه و مناظره ج: طالبان علم د: تأسیس دارالفنون

4

7- در متن زیر غلط های املایی را پیدا کنید و صحیح آن ها را در زیر آن کلمه بنویسید.

آن زمان که همگان تنهایمان می گذارند ، تنها حظور تو تنهایی را تراوت می بخشد.

از صحرا باز می گشتم و نسیم ، مانند مادری مهربان و آداب دان که به کودکان خیش حق شناسی و ادب می آموزد

سرهای نحال های جوان را به نشانه ی احترام و وداع با من خم کرده بود.

نام و نام خانوادگی: رمضان زارعی جمع بارم صفحه: 10 نمره

بارم

نام: باسمه ي تعالي مقطع:راهنمایی

نام خانوادگي: مدیریت اموزش و پرورش شهرستان قروه پايه:اوّل

نام پدر: آموزشگاه: تاريخ: /10/89

نام درس: املای فارسی نوبت:اول وقت آزمون: 60 دقیقه

الف: متن املای تقریری : 20 نمره تقسیم بر 2

نام و نام خانوادگی: رمضان زارعی جمع بارم صفحه: 20 نمره تقسیم بر 2

بارم

نام: باسمه ي تعالي مقطع:راهنمایی

نام خانوادگي: مدیریت اموزش و پرورش شهرستان قروه پايه:اوّل

نام پدر: آموزشگاه: تاريخ: /10/89

نام درس: املای فارسی نوبت:اول وقت آزمون: 60 دقیقه

الف: متن املای تقریری :20 نمره تقسیم بر 2

ای حلّالِ مشکلات پنهان ، درمان آن دردها که به هیچ کس نمی توان گفت ، در دست های توست ، ما را محتاج دست های درد ناشناس مکن.

گنجینه های قرآن که در موزه های مختلف کشورهای اسلامی و غیر اسلامی هست ، اوج هنر ایرانی را در زمینه های اسلامی و در حقیقت ، جوشش روح اسلامی را در ذوق ایرانی نشان می دهد.

پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمّد بنِ عبدالله (ص) در آداب و رفتار و اخلاق ، اسوه ی عالمیان است.آن چنان که خداوند مهربان در قرآن کریم می فرماید:« به درستی که رسول خدا برای شما، اسوه و نمونه ی نیکویی است.

امام خمینی(ره) پس از پیروزی انقلاب بیش از ده سال رهبری کشور را بر عهده داشت. در زمان رهبری ، هیچ گاه قدرت ، او را از یاد خدا و محبّت به مردم ، غافل نساخت.

ای کمیل ، گنجوران مال ، مرده اند ، گرچه زنده اند و دانشمندان ، چندان که روزگار پاید، پاینده اند. تن هاشان ناپایدار است و نشانه هاشان در دل ها آشکار.

با زبان فارسی ، ایرانی می شوم و ایرانی می مانم . زبان فارسی ، ریشه ای است که با آن به خاک وطنم بسته شده ام و فرهنگ سرزمین خود را با این ریشه از خاک می مکم و با تغذیّه از آن زنده می مانم و می رویم و می بالم.

نیک فرجام و کامروا باشید.

نام و نام خانوادگی: رمضان زارعی جمع بارم صفحه: 10 نمره

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 23:9  توسط رمضان زارعی   | 

بارم

نام: باسمه ي تعالي مقطع:راهنمایی

نام خانوادگي: مدیریت آموزش و پرورش شهرستان قروه پايه:اوّل

نام پدر: آموزشگاه: تاريخ: /10/89

نام درس: انشا و نگارش نوبت:اول وقت آزمون: 60 دقیقه

5/

الف: نگارش:

1- هرگاه نشود شکل گفتاری زبان را به کار گرفت از زبان اشاره استفاده می شود. ص غ

5/

2 - هرگاه بخواهیم مقصود خود را زیباتر و تأثیر گذارتر بیان کنیم، از « زبان» بهره می گیریم. ص غ

5/

3- وقتی در نثر کلمات هماهنگ بیایند، به آن ...................... می گویند.

5/

4-هر گاه ویژگی های انسان را به غیر انسان نسبت بدهیم به آن ................. می گویند.

1

5- کدام یک از نشانه های زیر برای « مکث کوتاه» به کار می رود؟

الف:گیومه« » ب: ویرگول ، ج: علامت سؤال؟ د: دو نقطه:

2

6- عبارت ناتمام زیر را با چهار جمله کامل کنید. من می توانم......................................................................

2

7- با شنیدن کلمه ی « مسجد» چه کلماتی به ذهنتان می رسد؟چها کلمه بنویسید و آن ها را در یک بند کوتاه و معنی دار به کار ببرید.

1

8- در جمله ی زیر فعل های مناسب به کار ببرید.

الف:من به علی ................ برادرت را دیدم که در زمین فوتبال به خوبی بازی ................

ب:دوستم توصیف درس خواندن او را شنیده............ ، خانواده ی ما خوبی های زیادی از برادرت شنیده..................

1

9- جمله ی زیر را با یک جمله ی مسجّع کامل کنید.

هر گل زیبایی را که دیدم...................................................

1

10- در نوشتن انشا به چه نکات و مواردی باید توجّه کرد؟ چهار مورد را بنویسید.

بارم

نام: باسمه ي تعالي مقطع:راهنمایی

نام خانوادگي: مدیریت آموزش و پرورش شهرستان قروه پايه:اوّل

نام پدر: آموزشگاه: تاريخ: /10/89

نام درس: انشا و نگارش نوبت:اول وقت آزمون: 60 دقیقه

ب: انشا: 10نمره

11- از سه موضوع زیر یکی را به دلخواه انتخاب نموده و درباره ی آن انشایی با خطّ زیبا و خوانا بنویسید.

*درباره ی ضررهای عیب جویی و غیبت هرچه می دانید، بنویسید.

*یکی از زیبایی های طبیعت را به دلخواه خود توصیف کنید.

*درباره ی فایده های علم و دانش هر چه می دانید ، بنویسید.

نام و نام خانوادگی طرّاح: رمضان زارعی جمع بارم: 20 نمره

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 23:7  توسط رمضان زارعی   | 

 

بارم

نام نام:                                                                                 باسمه ي تعالي                                           مقطع:راهنمایی

نام خانوادگي:                                 مدیریت آموزش و پرورش شهرستان قروه                        پايه:سوم

نام پدر:                                                                         آموزشگاه:                                                  تاريخ:   /10/89

نام درس: انشا و نگارش                                                                نوبت:اول                                       وقت آزمون: 60  دقیقه    

10

 

5/

الف:نگارش

1- گفتگوی با دیگری « مونولوگ » نام دارد.                                                                   ص              غ

 

 

5/

2- انشا را می توان به شیوه ی « داستان » نوشت.                                                             ص              غ

 

1

3- جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنید.

الف: به داستان های حیوانات  ......................   می گویند.

ب: در بازگردانی جمله ها معمولاً نهاد در ابتدای جمله و  .........................   در انتهای جمله قرار دارد.

 

1

4- متن کهن زیر را به نثر امروزی برگردانید.

گربه گفت:زود ملول شدی و چون بر حاجت خویش پیروز آمدی مگر نیّت بذل کردی و می اندیشی؟

 

....................................................................................................................................................................................................

 

1

5- برای هریک از واژه های زیر یک شبکه ی معنایی بسازید.( چهار واژه )

گل:                                                                     کتاب:

 

1

6- ارتباط مراعات نظیر و شبکه ی معنایی را بیان کنید.

 

2

7- عبارت نا تمام زیر را در دو سطر کامل کنید.

من والدینم را دوست دارم زیرا، .........................................................................................................................................................................................................

 

............................................................................................................................................................................................................................................................................

2

8- با استفاده از آرایه ی ادبی تشخیص، گفتگوی خیالی بین ابر و باد بنویسید.( دو سطر)

1

9- نقد ادبی چیست؟

 

نام  و نام خانوادگی طرّاح:  رمضان زارعی                                                                                                                     جمع بارم: 20 نمره

 

 

بارم

نام:                                                                                 باسمه ي تعالي                                                مقطع:راهنمایی

نام خانوادگي:                                   مدیریت آموزش و پرورش شهرستان قروه                         پايه:سوم

نام پدر:                                                                         آموزشگاه:                                                   تاريخ:   /10/89

نام درس: انشا و نگارش                                                                نوبت:اول                                        وقت آزمون: 60  دقیقه 

ب: انشا: 10نمره

11- از سه موضوع زیر یکی را به دلخواه انتخاب نموده و درباره ی آن انشایی با خطّ زیبا و خوانا بنویسید.

*درباره ی فایده های هم نشین خوب و ضررهای هم نشین بد، هرچه می دانید، بنویسید.

*یبه شیوه ی تشخیص از زبان یکی از حیوانات انشایی بنویسید. .

*درباره ی بیت« سال ها باید که تا یک کودکی از روی طبع / عالِمی گردد نکو یا شاعری شیرین سخن » انشایی بنویسید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام  و نام خانوادگی طرّاح:  رمضان زارعی                                                                                                                                 جمع بارم: 20 نمره

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 23:5  توسط رمضان زارعی   | 

 

بارم

 نام:                                                                                 باسمه ي تعالي                                                مقطع:راهنمایی

نام خانوادگي:                                     مدیریت آموزش و پرورش شهرستان قروه                        پايه:دوم

نام پدر:                                                                        آموزشگاه:  دهخدا                                      تاريخ:  14 /10/89

نام درس: انشا و نگارش                                                                 نوبت:اول                                        وقت آزمون: 60  دقیقه    

10

 

5/

الف: نگارش:

1- دربیت«عشق با دشوارورزیدن خوش است/چون خلیل ازشعله گل چیدن خوش است»آرایه ی تلمیح وجود دارد.ص      غ

 

5/

2- در بهره گیری از شبکه های معنایی متناسب با موضوع انشا بر زیبایی متن تأثیر ندارد.                ص                غ

 

5/

3- انشا را می توان به شیوه ی ........................... نوشت.

 

5/

4- در نوشتن انشا باید به اصل .................و......................جملات توجّه کنیم .

 

2

5- عبارت ناتمام زیر را در دو سظر کامل کنید.

 

با خود می گفتم .........................................................................................................................................................................................................................................

 

 

..............................................................................................................................................................................................................................................................................

 

2

6- چهار مورد از نکاتی را که در انشا نویسی باید به آن توجّه کرد، بنویسید.

 

 

 

2

7- در یک بند کوتاه گفتگوی خیالی میان « ابر و خورشید » را بنویسید.

 

 

 

 

1

8- معادل فارسی کلمات زیر را بنویسید .

فاکس(                           )                              کوپن(                                       )

 

1

9- دو مورد از موارد کاربرد خطّ تیره ( - ) را بنویسید.

 

 

 

 

نام  و نام خانوادگی طرّاح:  رمضان زارعی                                                                                                                     جمع بارم: 20 نمره

 

 

بارم

نام:                                                                                 باسمه ي تعالي                                                مقطع:راهنمایی

نام خانوادگي:                                  مدیریت آموزش و پرورش شهرستان قروه                          پايه:دوم

نام پدر:                                                                             آموزشگاه:    دهخدا                                تاريخ: 14  /10/89

نام درس: انشا و نگارش                                                                 نوبت:اول                                         وقت آزمون: 60  دقیقه 

ب: انشا: 10نمره

11- از سه موضوع زیر یکی را به دلخواه انتخاب نموده و درباره ی آن انشایی با خطّ زیبا و خوانا بنویسید.

*درباره ی فایده ی کتاب و مطالعه  هر چه می دانید، بنویسید.

*درباره ی ادب و فایده های آن هر چه می دانید ،  بنویسید.

*اگر من ........................................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام  و نام خانوادگی طرّاح:  رمضان زارعی                                                                                                                                     جمع بارم: 20 نمره

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 23:3  توسط رمضان زارعی   | 

چگونه با انتقادات ديگران برخورد كنيم؟

چگونه با انتقاد ها برخورد كنيم؟


افراد موفق بسیاری معتقدند که تنها دلیل موفقیت آنها این بوده است که به خود اجازه دادند تا شکست بخورند. حقیقت این مسئله زمانی مشخص می شود که در زندگی بسیاری از افراد موفق جستجو کنیم. خواهیم دید که در راه رسیدن با اهدافشان، چطور بارها و بارها شکست خورده اند تا اینکه به موفقیت دست یافته اند. چیز دیگری که به همین اندازه در موفقیت آنها مهم بوده این است که آنها می دانند چطور از انتقادات دیگران-چه سازنده باشد و چه نباشد- بهترین استفاده را ببرند. آنها با استفاده از انتقادهای دیگران تشکیلات خود را راه اندازی می کنند. ظرفیت برخورد با انتقادات و پیشرفت کردن به واسطه ی انها یکی دیگر از عوامل مهم در موفقیت است. به نکات زیر در این رابطه دقت کنید تا شما هم بتوانید یکی از آن افراد موفق باشید. انواع مختلف انتقاد انتقاد دو نوع دارد: سازنده و مخرب. با هر دو این انتقادها باید به دقت اما به طریقی متفاوت برخورد کرد. اکثر افراد تصوری منفی از کلمه ی انتقاد دارند و فکر می کنند همه ی انتقادها لزوماً مخرب هستند. این به این دلیل است که در کودکی به دلایلی نامشخص مورد انتقاد دیگران قرار گرفته ایم و خاطرات آن از کودکی تا بزرگسالی به همراه ما بوده است. هدف انتقاد مخرب، خراب کردن و آسیب زدن به اعتماد به نفس افراد و بازداشتن آنها از انجام کارهایشان و لطمه زدن به شخصیت آنها است. انتقاد مخرب یکی از بهترین نمونه های انتقاد مخرب این است که رئیستان به شما بگوید: "چطور توانستی چنین اشتباه احمقانه ای را انجام دهی؟ آن موقع به چی فکر می کردی؟ اصلاً من نمی دانم چرا تو را استخدام کردم." البته چنین رئیسی فکر می کند با این طریق حرف زدن، کارمندش را تحریک خواهد کرد بهتر کار کند، اما کارمند از چنین رئیسی متنفر شده و کار را ترک خواهد کرد. این به این دلیل است که انتقادش خیلی کلی و منفی بوده و به کارمند نفهمانده است که چطور فعالیت و کارکردش را اصلاح کند، فقط او را محکوم کرده است.


انتقاد مخرب به هیچ وجه سودمند نیست. ممکن است به شما بفهماند که اشتباهی مرتکب شده اید، اما تا زمانی که هیچ علاج و راه چاره ای جلوی رویتان نمی گذارد، تاثیری منفی و مخرب خواهد داشت. روش برخورد: تنها راه و بهترین راه برخورد با چنین انتقاداتی این است که آنها را نادیده بگیرید و به مسائل مثبت تری فکر کنید.
انتقاد سازنده حال که جنبه ی منفی انتقاد را بررسی کردیم، ببینیم انتقاد چطور می تواند باعث اصلاح و پیشرفت شخص شود. مثال قبلی از انتقاد مخرب را در نظر بگیرید. به جای گفتن، "چطور توانستی چنین اشتباه احمقانه ای را انجام دهی؟ آن موقع به چی فکر می کردی؟ اصلاً من نمی دانم چرا تو را استخدام کردم."، یک رئیس دانا و کار کشته می تواند بگوید: "از گزارش شما ممنونم. می دانم تلاش زیادی برای تهیه آن کرده اید. اما داشتم فکر می کردم اگر کمی آن را خلاصه تر کرده و چند نمودار هم به آن اضافه می کردید بهتر می شد. اگر بتوانی این تغییرات را در آن بدهی و باز به من نشان دهی واقعاً متشکر خواهم شد." چرا چنین انتقادی خوب است؟ و چرا شما باید با رفتاری مثبت با این نوع انتقاد برخورد کنید؟ کاملاً مشخص است. این انتقاد، انتقادی سازنده است چون راه های اصلاح را جلوی پای شما قرار داده است. همچنین خوشحال خواهید بود چون از جنبه های خوب کارتان نیز قدردانی شده است. راه های برخورد: شما متوجه خواهید شد که انتقادی سازنده است. سعی کنید کاملاً منظور انتقاد کننده را فهمیده و درمورد راه های اصلاح کارتان سوالات لازم را بپرسید. و از فرد برای انتقاد سازنده اش تشکر و قدردانی کنید. از منفی به مثبت... تصور کنید انتقاد نوع اول -نوع منفی- را دریافت کرده اید. چطور می توانید آن را به چیزی مثبت تبدیل کنید؟ ابتدا باید اطمینان یابید که منظور را فهمیده اید. کار خود را توجیه نکنید چون ممکن است می توانسته اید کار خود را بهتر انجام دهید. حال به مرحله ی بعد می رویم: از منتقد بپرسید چه چیزی را در کارتان اشتباه دیده است و چرا و بعد از او راه های اصلاح و درست کردن آن را سوال کنید. اگر نتوانستند سوال شما را جواب دهند، انتقاد را نادیده بگیرید و فکر کنید که کارتان را خوب انجام داده اید. چون بعضی افراد ذاتاً منفی باف هستند.اما فکر کنید انتقاد صحیح بوده است. می توانید با فرد منتقد در مورد راه های اصلاح کارتان گفتگو و مشورت کنید. قدم آخر انجام اصلاحات و تغییرات در کارتان است. یادتان باشد که حتماً باز با فرد منتقد چک کنید تا ببینید اصلاحاتتان را درست انجام داده اید یا خیر. اگر سعی کنید همه ی انتقادها را با دیدی مثبت ببینید و به روش های بالا به آن جواب دهید مطمئناً نتایج خوبی خواهید گرفت و در پیشبرد اهدافتان موفق خواهید شد.

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 22:59  توسط رمضان زارعی   | 

مطالب قدیمی‌تر